تبليغاتX
...این یه سمپاد دیگست...
ساله؟جدید؟ها؟!
می گن یکسال گذشت...منم همینو می گم...آره دقیقا یک سال گذشته و ما اینجا نیومدیم...من نانو هستم...یادش بخیر...حالا کلی

اتفاقا افتاده تو این یه سال...
عید ساله قبل که افتضاح بود به نظرم...نه از مسافرت خبری بود...و نه از درس...آخه اینم شد عید...بعدشم که شروع کردیم به درس

خوندن واسه ترم..معدلمون بد نشد..19.50 به بالا شدیم هر دومون...و تابستون با اون همه تفریح ها و کلاس های به ظاهر فوق برنامه و

البته کاملا مربوط به درس...با دبیر فیزیک بیسیار خشن و خشکی که ما تبدیلش کردیم به یه آدم خنده رو که می خندید همیشه...
فک می کنم ترم اولم گذشت...و معدلها بد نبود ...من کم شدم و البته این به خاطر مشکلات خونوادگیم بود...حالا بماند...
از این به بعد من میام که هر چی اتفاق می افته که جز خاطرات به یاد موندنیه ماست حفظ بشه...
تا چند سال دیگه بخونیمشون و بهشون بخندیم..و کلی حال کنیم...
راستی قبل اینکه برم باید بگم
.
..
...
....


             سال نو مبارک


این یه تبریک از نوعه پیشاپیش بود...

+ نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 18:46 توسط NaNo |
بدون شرح نمونه

یک روز سرد زمستونی خیلی با آیس پک میچسبه...(مزخرف ترین جمله دنیا)

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 14:47 توسط EpSiLoN |
وااااااااااااای من بالاخره پیدام شد

سلام سلام به تو که هرجای ایرانی.سلام به تو ای خوزستانی.سلام به تو ای مازندرانی.سلام به تو ای گلستانی.سلاام..آره با تو ام

اپسیلون و نانو دوستای جدید این وبلاگ

البته یه جورایی باید بگم قبلیا فرمالیته بود

چون چیزی نداشتیم

ولی حالا من اومدم بنویسم

بعد از این همه مدت.الان یه هفتس تو اون خراب شده داریم میگندیم...دست برو بکس معلما درد نکنه...به مولا زدن ریدن تو هرچی درسه.دیگه حس درس خوندنم تو ما خل و چلای لو آی کیو نیس...به ابوالفضل میزنم دک و پوز این مدرسه رو پایین میارم

کلا باس بگم خوش به حال هرکی تو این خراب شده ها نیس.بزرگترین اقیانوس جهان در مدرسه ماست.بزرگترین باشگاه تنیس.بزرگترین تابلو دنیا.مدرن ترین آشپزخونه و سالن غذاخوری.که فقط کافیه رو صندلیش بشینی تا قطع نخاع بشی با هنرمندی پیکاسو و بابا برقی

ولی نانو جون گوگولی مگولیه بابا مربا بده بابا>> قضیه جدیه ها

توجه توجه

هیچ ک...خلی(چون مدرسه دخترونس) ائم از ریاضی تجربی اول دوم سوم.حق گه خوردن در ... را ندارد.مشاهدات هم جنس بازی باعث بروز بعضی اختلالات روانی در بین چند عدد(۳۰۰ نفر) از جمله ... و .... و هم جنس بازان و ....شده است(این دیگه جدید ترین خبر بود.حال کردی؟داغه داغ)

از طرف معاون:

در صورت مشاهده هرگونه صحنه فجیح(لب دادن.بغل کردن.بوسیدنو وارد جزئیات نمیشمکلا غیره)شدیدا با شما برخورد میشه.لطفا تردد نکنین

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 21:13 توسط EpSiLoN |
کسی هست که به فریاد ما برسد ما درفاضلابیم!
سلان !سلان به دوستاي سمپادي!نمونه اي !خودي!!
خوبين ديگه ،با مدرسه چكار مي كنين ؟حال مي كنين !آقا پسرا كه فك مي كنم دوباره شلوغ بازي رو شروع كردن ومچ گيري دبيرا !درسته !هان !دختارام كه زدن رو خط درسو خر خوني وسگ زني حتماً!يا اينكه گوشي بيارين مدرسه و از صحنه هاي باحالش عكس بگيرين!هان(مثه اينكه تيكه هان گرفتم!)
جداً مي گم اونايي كه امسال كنكور دارن يا  داران خر مي زنن!مثه يكي از دوستان يا اينكه دارن علاوه بر خر زدن تو نت دنبال آهنگاي رپ مي گردن!يا اينكه هر 20 دقيق به 20 دقيقه يكي به گوشيشون زنگ مي زنه !والله اگه اينجور نيس بهمون بگين!
مي دونين تو اين مدت اصلاً وقت نگرديم بيايم تو نت بخاطر همين جشن افطاري مدرسه رو به طور بيش ااز حد ساسور شده تو پست قبل گفتم !حالا ادامه البته از اول!!:
ساعت 3:20 من اومدم تو نت تا يه آهنگ انلود كنم كه البته دانلودش 1"48 طول كشيد چون تصويري بود خلاصه تا اون موقع هر كي تماس گرفت من كه نفهميدم!بعد با عجله لباس پوشيدم برم مدرسه ساعت 5:15 است (اوه!چه كتابي!)من بايدبم كتاب فروشي !تا جزوه اي كه مي خواستم بگيرم !ولي م اصلاً انجا جزوه اي نديدم !پسره IQ به من مي گه ساعت 8 بيا (اه!چقد گفتم ساعت!!)انگار من بيكارم !خلاصه رسيديم مدرسه !حالا خلمنگ و اون دوستمونو پيدا كن!مگه پيدا مي شه كاشف به عمل اومد كه نيومدن !منم رفتم يه گوشه نشستم تا بيان!
البته به خلمنگ pm دادم ديدم جواب نمي ده زنگ زدم ديدم خاموشه فك كردم بازم sim اصليشو در اورده ايرانسلو گذاشته !خلاصه كسي جواب نميداد !به خونشون تك زنگ زدم تا بفهمه مدرسم!نشستم رو يكي از صندلي ها تا هر دوشون بيان،اون دوستمون مي ياد كه البته با اينكه من دقيقاً مقابلشم!منو نمي بينه!واقعاً بايد شماره ي عينكشو عوض كنه1مي شينم پيشش و اون داره در مورد يه مزاحم صحبت مي كنه كه هممون مي شناسيمش!ومي گه هم idمنو(چلمنگ) داره هم id اون فقط نمي خواد pm بده !فك كنم به تازگي مخ پسرا تعطيل شده لونه ي مرغ بازكردن !اولاض pm هم بده ignore مي كنيم!ولي iq در حال كاهش....!
اصلاً ولش كن بعد يه مدت كه با گوشي ور رفتم خلمگ برداشت بهش گفتم چرا نمي ياي!؟؟؟؟مي گه تو حمام بودم!(اخه يكي نيس بگه نزديك اذون تو ،تو حموم چه كار مي كني!؟؟فك كنم بازم ساعت 3 رفته اون موقع اومده بيرون!!)بعد 5 دقيقه خلمنگ اومد به خلمنگ گفتم بيا دو تا عكس بگيريم بذاريم تو بلاگ!موبايلشو از كيفش درآورد كه عكس بگيره قربونش برم ديگه نبايد به اون گفت گوشي!چون هيچ جاي سالم تو قابش نيس!صد بار افتاده زمين!دوربينش خراب بود عكسا خراب در اومد!افسوس خورد كه چرا اون گوشيشو نياورده البته من مي خواستم بهش اينو بگم ولب گفتم حتماً به فكر خودش مي رسه !گفتيم از كناريمن كه گوشيش بلوتوث داره گوشي بگيريم كه سال اولي بود هيچي پدر جان بي خيال شديم 1اذونو گفت كه شروع كرديم به خوردن(مواي چه پارته باحالي)كه cousine خلمگ زنگ زد!وسط صحبت خلمنگ بهيهه نكته ي مهم اشاره مي كنه كه فك كنم گفتنش براي دانشجو هاي رشته ي بينش بد نباشه!ميگه :تو روزه نداري(به كازينش)تعجب كه سهله من خودمو دار مي زنم !آخه كدوم پسري روزه مي گيره كه ايشون بگيره !و دوستان رشته ي انساني اگه سوالي در اين باره در كنكور اومد شما بزنين هيچ كدام!!!
غذامونو كه خورديم!ديوونه بازه ها شروع شد !مدرسمون يكي رو اورده بود كه داشت روضه مي خوند فك كنم ياره اينجارو با مسجد اشتباه گرفته بود!مام ه گريمون مي گرفت نه مي توننستيم تحمل كنيم!يه دبير داريم خانوم...... دبير پرورشي و البته امسال شد معاون و البته با ديوونه هاي نتيمارستاني هيچ تفاوتي نداره به خلمنگ بيچاره گير داده بود كه ساكت باش!(به طور غير مستقيم خفه شو!)قبل اون يه دختري با نام مستعاره كمان اومد گفت چرا ديگ غذا نياوردين بعد خلمنگ از هز چيزي كه جلوش بو يه مقدار ريخت تو بطري نوشابه كه تو پست قبل گفتم!بعد آخر جشن خلمنگ زنگ زد كه باباسش بياد دنبالش كه باباش گفت من بعده يه وجب خاك مي يام دنبالت باباي منم 20 دقيقه بعد اومد مام هم خلمنگ جونو رسونديم!هم اون دوستمون جون!
چند روزه پيشم اتخابات رياست جمهوري تو مدرسه بود كه متأسفانه يه كي از بچه ها ي مدرسه كه تو كلاس ما بود اصلاً راي نياورد چون به خاطره نوع پوشش رد صلاحيت شده بود!
بعد ابينكه مسابقه ي واليبال برگزار شد بين كلاس ما و كلاس سوم رياضي ها كه متأسفانه ما باختيم!

این بار بدون هیچ شکلیه!

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 15:58 توسط NaNo |
بعدیه ماه تا سال تحصیلی جدید تبریک می گیم
مردسه ی ماست دیگه!

سلام اومدم در مورد ماه مهر بگم که چقد آشغال بودولی خوب بد نبود هرچند باید بگم مدرسه ای بر  اساس بی نظمی داشتیم ولی خوب قابل تحمل در مورد خلمنگم بگم که پسشو گم کرده نمی دونیم چی بوده به خاطره همین من آپ می کنم اومدم یهکم از دبیرا بگم بعد برم !

دبیرامون:

فیزیک:....عروسه شنبه

ریاضی:بهنوش بختیاری

هندسه:مرتاض

شیمی:خوب حالا

آمارم :همون مرتاض

جغی:تگرگ جون

و...

کسی اعتراضی داره!

خودتون تصور کنین که ما اینجا چه می کشیم !راستی تا دو هفته ی اولم ببخشید سه هفته ی اول اصلاْ برنامه نداشتیم و هر دبیری رو به عنوان مسئول جمع کردن طویله می نداختن تو کلاس ما وتا ون موقع اصلاْ نمی دونستیم دبیرامون کین!

خلاصه تایم  اول مدرسه گذشت رسیدیم به آخرای ماه رمضون که مدریسه خواست افطاری بده که خلمنگ شروع کرد به کارای مزخرف انجام دادن و ازمایشات شیمی انجام دادن  اون توی ظرف نوشابه مقدرای موز پنیر نوشابه نون سبزی سوپ کبابا گوجه و... ریخت کاملاْ مکخلوط کرد بعد خواست بده به به پسری که اون پسر نگرفت همش ریخت رویه من !

خلاصه این بود ازهر چرتوپرتی که می خواستم بگم بای تا های!

راستی خلمنگ می گگه عکسا رو براتون می ذارسیم ولی چون خلمنگ مدتی است که مانیتور خود را از دست داده به یه واژه می رسینم آن هم فرداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااست!

مانتومونم سورمه ای شده (خوشرنگ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

راستی مدرسه مون به اینترنت به طور دایم وصل شده!!!!

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 14:9 توسط NaNo |
دومین روز مرگ تابستون
سلان! خوبين تقريباً دومين روزه مدرسست اتفاق خاصي نيفتاده مي خوام از امروز بگم امروز دوم  مهره خوب منو خلمنگ رفتيم مدرسه البته من زودتر از اون والبته اون دوست ديگمون اومدم رسيدم مدرسه صبح كلّه ي سحر ما رو نگهداشتن تويه صف ياده پارسال مي افتيم آخه هر وقت ماروتويه صف نگه مي داشتن مي خواستن بخش نامه بخونن (حالا كي به بخشنامه ها گوش مي ده ولي خوب مجبور بوديم تو آفتاب سر درد بگيريم!) خلاصه امروز اومدن فقط تذكر و چرت وپرت گفتن مديرو معاونو مي گم !
بعد اومديم توي كلاس و اولين زنگمون رياضي داشتيم دبير رياضي اصليمون نيومده بود يه دبير ديگه اومد(مي شناختيمش)باور مي كنين اومد يه فصل درس داد و فصل اول رياضي دو رو درس داد منو اون دوستمون همش تو كف بوديم مي دونين آخه من با يه معلّم ديگه شرط زده بودم كه آگه اين دبير (هميني كه مي شناختيمش) با ما درس داشته باشه ما تا آخر ترم اول تا فصل هشتم(آخريش)يعني آناليز تركيبي و احتمال رو درس مي گيريم به اين علت كه ايشون با سرعت جت كيلومتر در ثانيه درس مي ده ولي اون دبيره گفت نه اون فقط مي تونه تا ابتداي ماتريسا درس بده (بابا اين دبير يا نفهميده(ببخشيد)كه اين آقا كيه يا اين كه مي دونه ولي به روي مبارك نمي يارن)
خلاصه چن تا تمرين گفت كه به حل رسيده شد (يعني حل كرديم )زنگ تفريح(واي چه بچه گونه) خورد مام رفتيم توي حياط مدرسه خلمنگ روزه(!!!) نداشت بخاطر همين منتظر بوديم خانوم محترم شكلاتي كه اورده بود بخوره تا اومديم بريم بيرون زنگ خورد مام دوباره اومديم تو كلاس 2 ساعت (كلاس) جغرافيا با هم داشتيم من قربون جغرافيا برمچون من هنوز نفهميدم رشته ي رياضي چه ربطي به چغرافيا داره ولي دوستم مي گه براي معلومات عمومي خوبه !
بعدشم زنگ خونه خوردو ما اومديم خونه الآنم مي خوام درس بخونم (چه خر خون)  بلاخره بايد از يه جايي شروع كنم !باي باي !روزدوم قبرتون خوش بگذره !
+ نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 15:23 توسط NaNo |
بابا س,ال!!؟؟؟؟؟؟
سلام من اومدم دومين آپمو تو اي تابستون تو اي بلاگ بزنم (بنويسم) خلاصه من مي خوام تست كنكور سال 1387 رو براي خودم و خلمنگ براتون بنويسم خدايي تست جالبيه :
رنگ مقنه ي ما امثال چه رنگي !؟
1-مشكي
2-سرمي روشن 
3-مقنه نداريم
4-هيچكدام
5-همه ي گزينه ها
6-اين مسائل رو بايد توي مجلس مطرح كرد
7-به تو مربوط نسي
8-همه به جز يه دونه!
حلا هر كي تونس جواب بده به ما نظر بده !جايزه ي خوبي براتون در نظر گرفتم!
راستي خلمنگ مي گفت كامپيوتر خودشو جمع كرده شايد نتونه تا يه مدت اپ كنه (منظورم درطول مدرسه اس!!)
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 9:42 توسط NaNo |
خوب نمی دونستم چی بذارم اسم پستو پس اسم ندارد!!؟؟؟!
سلام خلمنگ جون ....

من که به اين نتيجه رسيدم که درشو تخته کنيم بره پي کارش تورو که نمي دونم ولي از يه طرف خيلي دلم مي خواد در مورد کلاس طرف بگم ...ولي نميشه خوب يه موقع ديدي يه آي کيو بره يه چيزايي رو لو بده..

حالا يه چيزي مي خواي از اول کلاسا بنويسيم در مورده طرف شايد خوب باشه البته با تمام مطالب علميش..

اگه پايه اي منم مي تونم شروع کنم..

يه چيزي ديگه اصلاً تو از كجا مي دوني من اصلاً آپ نمي كنم هانننننننننننننننننننننننن؟!
بعدشم تو بگو من در مورده چي بنويسم ...يه چيزه ديگه نه من نه تو ،توي اون يكي (خودت مي دوني ديگه!!؟!؟!؟!)لينك نشديم (نكرديم؟؟!چي رو)حالا فك مي كني كسي به اين بلاگ بتونه سر بزنه !والله من كه چشم شربت نمي خوره !
راستي اون يكيمونم از نظر من هيچ وققققققت نبايد فهمه كه ما ود تتا بلاگ زديم داريم توش هر چيز علميو طنز مي نويسيم چون مطمئناً اون زود تر از همه ما رو مي كشه...موافقي؟!در مورد اون موضوعم بهم pmبده!ok!
راستي ميبينم كه مدرسه ها قراره هفته ي بعد باز شه بچه ها به همتون تسليّت مي گم به خاطر بازگشايي مدارس و اينكه چقد تابستون زود گذشت امثال تابستون واقعاً عالي بود وخلمنگ جان به تو هم تسليت مي گم راستي هيچي بابا اصلاً ولش كن يه چيز ديگه من واقاً براي خودمون متأسفم!!!!
باي باي ... 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 11:41 توسط NaNo |
گردگیری وبلاگ چیکار کنم من بدبخت

خب خب سلام..اين چلمنگ هم که رفته مسافرت معلوم نيس کجاس...دختر کجايي تو الآن خيلي وقته باهات حرف نزدمااااااااا...فقط همون چند تا اس ام اس...زودتر بيا...بعدش ميبينم که کامنت ميزاري ميگي از مهر شروع کنيم..بابا دس خوش...جا زدي يا تريپ خرخوني کلک؟

والله اين کلاس فيزيک نيس به مولا..چي بگم آخه؟يه روز طرف نمياد(اشاره به دوووووووور در دووووووووور نزديک در نزديک)

يه روزم که بعععععععله شما تشريف دارين مسافرت و اون رفيخمون مکشل دارن busy تشريف دارن ما مونديم و طرف(همون دور در....) گفتيم ما جزوه رو نصف کنيم بديم به اينايي که نيومدن؟

خب باشه بيان بعد درس بدين...گف يعني تعطيل؟ (خب چي پس؟؟؟يعني جمش کنيم ديگه...

طرف(همون دور در...): باشه يه روز من نيام يه روز اونا نيان يه روزم شما نميخواي بياي حتما

من:خوب نه نترسين عقب نميمونيم بابا

طرف:چه جوري خانم ...

من:نميمونيم ديگه...جلسه بعد کلي درس ميديم...بحسا که چرتن چيزي ندارن  (چرتت؟؟؟؟واي چي شد)

باشه خانم... بريم خونه ولي مطمئني چرتن؟؟همشو خوندي؟؟

خلاصه آره چلمنگ جون...رفتيم خونه...(حالا دقت کردي من چوب شماهارو خوردم؟؟دماي بيرون:پنجاه درجه بالاي صفر  دماي سالن انتظار:يه کم خنک تر...فاصله خونه تا کلاس:شونصد و هشتاد کيلومتر...باشه باشه دارم براتون

خب يه چيز ديگه...من ميخوام سورمه اي بگيرم کلکشو بکنم تو هم بگير طرف(اين يه طرف ديگس همون که تو کلاس سمت چپ من ميشينه) هم همينو ميگيره...

بعدش اين وبلاگ اصلا بيننده نداره دقت کردي خانوم؟يه فکري کن ديگه من خسته شدم...ميدوني که نميتونم بکشونم...عزيزم فدات بشم الهي قربون دستت گلم..هروقت اومدي نت يه سر به بچه ها بزن...

من که ديگه ميدوني پير شدم ننه چشام نميبينه......تو يه کم کمک کني لاغر نميشيااااااا

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 22:19 توسط EpSiLoN |
اولین آپ....

سلام و عليکم بچه هاي باحال

اومدم امروز فقط بگم که ما دوتا رفيق باحال و توپيم که اومديم يه وبلاگ بزنيم...همه چيزمون مخفي ميمونه کسيم چيزي نپرسه...از بچه هاي مدرسه هرکيمارو شناخت بياد بهمون بپيونده و اگه چيزي بره لو بده تيکه تيکش ميکنيم....

 خب بايد بگم که

خلمنگ:يه دختر شوخ و باحال و اجتماعي...ارتباط برقرار کردنش خيلي خوبه...رو اعصاب آدم راه ميره بعضي وقتا...درسش خوبه...فيزيکش بيشتر خوبهدرکل بچه خوبيه(خودمو ميگم)

چلمنگ:يه دختر خوب و مهربون که خيلي خلمنگو درک ميکنه...تقريبا برعکسه منه به نظرم...هميشه از تيکه هاي من کف ميکنه...راس ميگم

 ديگه...اينم بچه خوبيه

خب همينا...ما در اصل سه تا دوست هستيم که از دوره راهنمايي با هميم...همه ما  سه تا رو باهم ميشناسن...(سه کله پوک)...هر وقت يکيمون نباشه همه ميگن اون يکيتون کوش؟...ولي بنا به دلايلي اون يکيمون اينجا نمياد ...ماهم بهش نگفتيم که بياد...چون به نظرمون خوشش نمياد...ولي مادوتا همديگرو تو اين اکيپ خيلي درک ميکنيم و باهم تصميم گرفتيم که يه وبلاگ بزنيم...و خاطره هاي دوره دبيرستانو توش بنويسيم...

<<<<<چلمنگه...چون گيتار زدنش خوبه

<<<<<خلمنگه...چون رقصيدنش تکه تو فاميل و دوستاچلمنگ گيتار ميزنه خلمنگ ميرقصه

far away there in the sunshine are my highest aspirations

.I am not reach them but I can look up and see their beauty

,believe in them and try to follow them

در دور دست بعيد.جايي ميان تابش طلايي آفتاب جايگاه عالي ترين آرزوهاي نهانم است.ممکن است به آنها دست نيابم.اما ميتوانم جست جويشان کنم و نظاره گر زيباييشان باشم.حتي باورشان داشته باشم و سعي ام پي گرفتنشان باشد.

واقعا همينطوره...وقتي به آرزوت نرسيده از دور به زيبايياش نگاه کن حتي اگه بهش نرسيدي و نتونستي برسي...

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 11:56 توسط EpSiLoN |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا